الملا فتح الله الكاشاني
9
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
متفقى در دين و ما با تو متفق نيستيم در آنكه قرآن حق است و از نزد خداست پس ما را بر آن كه متفقيم بازگذار آيه آمد كه . قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ بگو اى اهل كتاب لَسْتُمْ عَلى شَيْءٍ نيستيد شما بر چيزى يعنى دينى معتد به و صحيح حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ تا وقتى كه اقامت كنيد حكم تورية و انجيل را يعنى از چيزى كه حق تعالى شما را به آن فرموده و از جمله ايمان آوردنست به نبوت من وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ تا وقتى كه بپاى داريد اوامر و نواهى آنچه فرستاده شده بشما مِنْ رَبِّكُمْ از نزد پروردگار شما يعنى قرآن وَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ و هر آينه زياده مىكند بسيارى را از يهود و ترسا ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ آنچه منزل شده به تو از پروردگار تو يعنى استماع قرآن مىافزايد ايشانرا طُغْياناً وَ كُفْراً سركشى و ناگرويدگى يعنى به جهت حسد و عنادى كه دارند چون قرآن را مىشنوند كفر و طغيان را زياده ميگردانند فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ پس اندوهناك مباش بزيادتى طغيان و كفر كافران چه ضرر آن بايشان لاحق مىشود و به غير ايشان سرايت نميكند و اهل ايمان كه منقاد تواند از اين مبرااند . إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا بدرستى كه آنان كه ايمان آورده اندبزبان وَ الَّذِينَ هادُوا و آنان كه دين يهود گرفته وَ الصَّابِئُونَ وَ النَّصارى مَنْ آمَنَ و صابئان و نصارى نيز همچنين هر كه ايمان آورد بدل صافى و نيت خالص بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ به خدا و بروز بازپسين وَ عَمِلَ صالِحاً و بكند كار پسنديده فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ پس هيچ خوفى و ترسى نيست بر ايشان از هجوم عقاب و نيستند كه اندوهگين باشند از فوت ثواب پس در تفصيل كفر و عناد ايشان ميفرمايد كه . لَقَدْ أَخَذْنا مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ هر آينه ما فرا گرفتيم به زبان انبيا پيمان بنى اسرائيل را در توحيد و ايمان بمحمد وَ أَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ رُسُلًا و فرستاديم بسوى ايشان پيغمبران را كه اول آن موسى بود آخر ايشان عيسى عليه السّلام كُلَّما جاءَهُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى أَنْفُسُهُمْ هر گاه كه آمد بايشان رسول به آنچه نخواست و دوست نداشت نفسهاى ايشان از تكاليف شرعيه فَرِيقاً كَذَّبُوا گروهى را تكذيب كردند چون عيسى و محمد صلّى اللّه عليه و آله وَ فَرِيقاً يَقْتُلُونَ و گروهى را بودند كه ميكشتند چون زكريا و يحيى . وَ حَسِبُوا أَلَّا تَكُونَ فِتْنَةٌ و پنداشتند اين بنى اسرائيل آنكه يافت نشود بلائى و محنتى يعنى